گنج

شمارهٔ ۸۷۴

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ان۷ بیت
ای کرده نهان تنگ شکر را به نمکدانبس آفت مرد و زنی از آن لب و دندان
انگشت بدندان بگزد عقل زحیرتهر گه که فرو ریزی شکر زنمکدان
یک مصر زلیخات اسیر خم گیسوصد یوسفت آویخته در چاه زنخدان
خود تا که نگوئی سخنی زآن لب شیریناین وصف نمیگنجد در وهم سخندان
آن تازه بهاری که تو داری زطراوتقد سرو رخت گل دهنت غنچه خندان
لیلیست سیه چشمت و مژگان حشم اورخ مصر و دلم یوسف و زلفین تو زندان
ابرو و خم زلفش آشفته چه باشدشمشیر و کمند علی اندر صف میدان