گنج

شمارهٔ ۸۶۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یشم۸ بیت
منم آن نهال بی بر که زعشق برگرفتمچه غم ار چه نخل سینا همه بر شرر گرفتم
بخدنگ غمزه دیدم نظر بخست بستیبجهان به هر چه جز تست در نظر گرفتم
بهوای عشق و خاک در میکده مقیممچه عجب کز آب و آتش بجهان اثر گرفتم
زرموز عشق صادق چه عجب کنی حکیماکه بجذبه محبت پسر از پدر گرفتم
تو عزیز مصر حسنی و مراست دیده بر توهم اگر چه پیر کنعان همه را پسر گرفتم
غم تو خریده بر جان و نثار کردمت سرنه که داده یوسف از دست و بهاش زر گرفتم
بجز از مدیح حیدر نزدم رقم بدفترچه عجب کنی که آفاق بشعر تر گرفتم
زسگان کویش آشفته قلاده وام کردمکه زیمن او زقیصر کله و کمر گرفتم