شمارهٔ ۸۶
ای برق خانه سوز که ابرت بود رکیبصبرم بود زآب درین شعله بی شکیب
باری وفا اگر نکنی کم مکن بتااز مدعی عنایت و از دوستان عتیب
هر ساله حاجیان بحجاز آورند رویعشاق راست روز و شبان روی در حبیب
گر خود کتاب قتل من آمد بخط یاراز شوق جان ببازم و بر سر نهم کتیب
مهرت عیان زآینه جان دل مراچون می کز آبگینه بپوشی بر او حجیب
پنجه هزار ساله که روز قیامت استشام فراق بشکندش صولت از نهیب
گلزار معنویست سراپا بتم که هستخندان چو غنچه تازه چو گل سرخ رو چو سیب
زیب و طر از جامه توئی ای بت طرازگر نیکوان زجامه زرین کنند زیب
میزان عقل قدر تو سنجید با سپهراین در فراز کفه و آن ماند در نشیب
از فیض لعل ساقی کوثر بروزگارآشفته راست نکته شیرین دلفریب
شاه قمر رکاب علی شهسوار قدسکاورا بود قضا و قدر پیرو رکیب