گنج

شمارهٔ ۸۵

قافیه: اب۱۵ بیت
یا ندیمی هذه شیئی عجابقداتیت سائلان این الجواب
در منی و نیستی در من عجبعکس اندر آینه یا مه در آب
تا به کی ای چشمه خضری نهانتشنگان مردند در موج سراب
جان پروانه مقیم کوی شمعچشم حربا وقف روی آفتاب
چون تویی کی گنجد اندر چون منیکی بگنجد هفت دریا در حباب
لیک فیضی گر نمی‌بیند ز بحرکی تواند رشحه افشاند سحاب
ما حجاب راه و بی‌پرده است یارشعله‌ای کو تا بسوزاند حجاب
از خمار زهد دارم بس صداعساقیا قم فاسقنی کاس الشراب
یک شبم پیرانه سر بر در برتتا به یاد آرم ز نو عهد شباب
تشنه یک جرعه زان لعل لبمالعطش ساقی ز سوز التهاب
با خلوص مرتضی زآتش چه باکپاک‌تر زآتش برآید زر ناب
کیست این مطرب که در پرده نواختارغنون و بربط و عود و رباب
بی‌طناب این خیمه نیلی به پاسترشته مهر تو شد او را طناب
لاجرم ذرات عالم یک‌به‌یکذره‌اند و مهر رویت آفتاب
چون و چند آشفته در عشقش مزنبس کن این ما و منی ما للتراب