گنج

شمارهٔ ۸۴

قافیه: ازامشب۶ بیت
چه شکر گویمت ای بخت کارساز امشبکه آمدم ببر آن یار دل نواز امشب
بناز آمد و بنشت و گفت خیز و بسایبشکر چهره بدرگاه بی نیاز امشب
چو هست دامن یارت بدست و جام شرابمکن زشنعت اغیار احتراز امشب
حریف الفتی اظهار کلفتت بیجاستمپوش راز دل خود زاهل راز امشب
شب مدیح علی خوشترست از شب قدربپرس این سخن از اهل امتیاز امشب
قلاده سگ حیدر مگر به گردن یافتکه بینم آمده آشفته سرفراز امشب