گنج

شمارهٔ ۸۵۶

برآ زجامه نیل ای نگار سیم اندامکه شد مهی که در او بود جشن و عیش حرام
بود ربیع نخستین و ماه عیش و طرببپوش جامه گلگون بدور افکن جام
غزل سرای و نواسنج و بذله گوی و بچمبسوز عود و بزن رود و باده می آشام
می مغانه چه حاجت که خانگی است شراببیار از آن لب و چشمم تو شکر و بادام
بنوش باده و سرخوش شو و برآی برقصکه سرو و ماه بمانند از قعود وقیام
بخوان مدیح علی از زبان آشفتهکه تا کنم در مکنون تو را نثار کلام
صله اگر طلبد از تو طبع مدح گذارببوسه زآن دهنش ساز شاد و شیرین کام