شمارهٔ ۸۵۰
نیست راهی به حرم تا که مناجات بریمرخت ناچار سوی دیر خرابات بریم
خرقه آلوده به می سینه پر از شرک و ریابا چه رو روی به حق بهر مناجات بریم
حکمت فلسفی و دفتر بی معنی فقهکه خرد گرنه ببازار خرافات بریم
آفت عجب و حسد خرمن طاعات بسوختبخرابات پناه از همه آفات بریم
نشناسی بحقیقت تو اگر پیر مغانبنشان ره بدر او بکرامات بریم
نفس چون بختی مست است بر او بار گناهتحفه این است نداریم که طاعات بریم
یکجهان حاجت روی سیه و ناامیدطلب آشفته سوی قاضی حاجات بریم
چند ای شیخ تو در ورطه نفی و اثباتما برونت دمی از نفی وز اثبات بریم
ذات علیا علی ار چشم بود بشناسشکاز صفاتش نتوان پی به سوی ذات بریم