گنج

شمارهٔ ۸۴۳

قافیه: ردیم۷ بیت
همتی ای می‌فروشان تشنه‌کامم تشنه‌کامرحمتی بر خسته‌ای چون فیضتان عام است عام
عاشق و درویش و محتاج در میخانه‌ایمبر گدایان رحمتی ای صاحبان احتشام
الغیاث ای خضر چون داری به کف آب بقاساقیا مردیم عطشان فاسقنا کاس الکرام
گر دمی همدم شوی بر خسته جانی مستمندعهد حسن و دولت و جاهت بماند بر دوام
عمرها آشفته در کویت به سر برد از وفااز غرور ای مه نپرسیدی کدامست و چه نام
من مقیم بر در میخانه رحمت به جانگر نماید شیخ طوف ساحت بیت الحرام
کعبه ما می‌پرستان آستان میکده استمیکده خاک نجف آن روضه دارالسلام