گنج

شمارهٔ ۸۰۳

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ام۵ بیت
زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارمبجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم
نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفتهبشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم
برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کفکنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم
خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقیلب میگون او گفتا شراب خانگی دارم
نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطربحکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم