گنج

شمارهٔ ۷۷۶

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اردارم۷ بیت
نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستمنه عهد با تو که پیمان به میْ‌کشان بستم
اگرچه رشته جان بافته به مهر جهانبریدم از همه عالم به دوست پیوستم
غبار گشتم و افتادم از پی محملگمان مدار که یک لحظه بی‌تو بنشستم
شدم به بتکده و سجده بر صنم بردمگسسته سبحه و زنار بر میان بستم
چگونه دست به داور برم به خون‌خواهیاگر که دامنت افتد به حشر در دستم
برو تو زاهد و منعم مکن ز باده‌پرستیکه من شفیع گنه‌پیشگان به روز الستم
علی ولی خدا آن پناه آشفتهکه از طفیلش دعوی کنم که من هستم