گنج

شمارهٔ ۷۳۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رم۶ بیت
زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنمعاشقم عاشق با عشق چه تدبیر کنم
گوشمالم دهی ای عشق بتان همچون چنگکه چو بربط همه شب ناله بم و زیر کنم
منکه دانم که کند گنج بویرانه مکاندل ویرانه خود بهر چه تعمیر کنم
گفت ترک تو مرا ملک ستان شاید گفتدو جهانی بیکی تجربه تسخیر کنم
چون نسیمم بکف افتد اگر آن زلف سیاهمو بمو شرح پریشانی تقریر کنم
گفت آهم من اگر برق جهان سوز شومعجب است ار به دلی سنگین تأثیر کنم