شمارهٔ ۶۹۹
وحشیصفت از خلق رمیدیم رمیدیمدر حلقهٔ دام تو تپیدیم تپیدیم
تا شاهد لیلیوَش ما پرده برافکندمجنونصفت از غیر رمیدیم رمیدیم
دادند به ما جام شراب ازلی راپیمانه چو خمخانه کشیدیم کشیدیم
میگفت که این شور و نوایم ز دگر جاستاین زمزمه از نای شنیدیم شنیدیم
چون راه ندادند به پرواز گلستاندر زیر پر خویش خزیدیم خزیدیم
بتخانه و بت بود چو اسباب تعلقما رشته زنار بریدیم بریدیم
جز درد سر از عشق مجازی نبرد دلبسیار در این کوچه دویدیم دویدیم
پرداخته بازار دل از جلوه اغیارتا یوسف مصر تو خریدیم خریدیم
دیدیم که در کوی حرم کس نکشد صیدآشفته از آن بام پریدیم پریدیم