گنج

شمارهٔ ۶۹۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یندارم۱۱ بیت
محراب نخواهم خم ابروی تو دارمزُنّار نبندم شکن موی تو دارم
زاهد به حرم نازد و راهب به کلیسامن فارغم از این دو سر کوی تو دارم
گر بت بپرستم من روی تو صنم بسور کعبه ستایم خم گیسوی تو دارم
یک هفته نپایید و به تاراج خزان رفتمی‌گفت گل ار رنگ تو و بوی تو دارم
حاشا که برم منتی از سد ره و طوبیدر گلشن دل تا قد دلجوی تو دارم
من تشنه و خال از لب نوشین تو سیرابمن مسلمم و رشک به هندوی تو دارم
شیر فلکت چشم سیه دید و همی گفتمن شیرم و اندیشه ز آهوی تو دارم
گر خضر به ظلمات پی آب بقا رفتمن آرزوی خاک سر کوی تو دارم
به دست خدا دستی و برهان ز جهانمچون روی امید از دو جهان سوی تو دارم
همچون گل آمیخته با گل بودم خاکهر کس گذرد داند من بوی تو دارم
با پنجهٔ پولاد به من خصم جهانیآشفته‌ام و تکیه به نیروی تو دارم