گنج

شمارهٔ ۶۸

قافیه: انهما۱۰ بیت
ساقی آن باده در افکند به پیمانه ماکه چه سیماب برقص آمده کاشانه ما
چند غواص بری رنج بعمان پی درطلب از قلزم دل گوهر یکدانه ما
هر که مجنون شود از شور و هوای لیلیچون فلاطون بود او عاقل و فرزانه ما
شمع روی تو بود آفت پروانه جانآتش طور نسوزد پر پروانه ما
دل پی خال تو میرفت دو چشمت گفتالاجرم بسته دامت کند این دانه ما
قصه لیلی و مجنون ززبانها افتادتا که در عشق تو مشهور شد افسانه ما
اصل این می زکجا ساقی او کیست که بازسجده گاه ملکوت آمده میخانه ما
از من ای شیخ حرم گو بخلیل از سر شوقکعبه ات طوف کند بر در میخانه ما
آری این میکده رحمت یزدان نجف استکاندر او خانه خدا آمده جانانه ما
تشنه آشفته و تو چشمه فیض ازلیپر کن امشب ز کرم ساغر و پیمانه ما