شمارهٔ ۶۶
ای ترک پارسی گو ای ماه مجلس آراهی هی مکن تو غفلت برخیز و می بده ها
پرده زرخ بیفکن بر گل گلاله بشکنپائی بکوب و برخیز بزم طرب بیارا
زان بذله های شیرین زان نکته های رنگینبر روی تلخکامان تنگ شکر تو بگشا
می نوش و گل برافشان برخیز و می بگردانمرده برقص آور زین راح روح افزا
ما کشته صحاری تو ابر نوبهاریرحمی روان ببخشا ما مرده تو مسیحا
عیدی بود طرب خیز باده بساغرم ریزاز محتسب میندیش می ریز بی محابا
از دست غاصب حق چون اوفتاد بیرقخیز و لوای شادی برکش به طاق خضرا
آشفته را تولا بر مرتضی و آل استوز غاصبین حقش اندر جهان تبرا