گنج

شمارهٔ ۶۴۳

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انازنمک۱۰ بیت
مدتی بستم لب از گفتار عشقتا نگویم با کسی اسرار عشق
لاجرم سر انا الحق فاش شدمیروم منصور وش بر دار عشق
عاشق از کس راز نتواند نهفتکازجبینش ظاهر است آثار عشق
آتش نمرود نبود هوشدارگو خلیلا پا منه در نار عشق
میل گلشن هرگزت نبود دلاگر خلد در پای جانت خار عشق
مشتری گو جان بیاور کامدهیوسفی در جلوه در بازار عشق
گر نبخشاید طبیب عاشقانکی شفا جوید زکس بیمار عشق
هر چه را بینی عیاری کرده اندصیرفی کو تا کند معیار عشق
حیرتم از کار نساجان صنعکاز چه میبافند پود و تار عشق
عشق اقدس مرتضی و عاشقانغافلند از قدر و از مقدار عشق