گنج

شمارهٔ ۶۴۲

قافیه: اق۷ بیت
بر بی نیاز قابل نبود نماز عاشقمگر اینکه قبله باشد بت دلنواز عاشق
نه بمسجد است و محراب نماز عشقبازانبخم دوابروی دوست بود نماز عاشق
همه روی در حجیزند پی عبادت اماسر کوی یار باشد بجهان حجاز عاشق
زجهان به بینیازی بزنند دم حریفانکه برای ناز معشوق بود نیاز عاشق
نکنی زغیر شکوه رخ زرد و اشگ گلگونفکند زپرده بیرون همه روزه راز عاشق
بده آن شراب ساقی که هوس زداید از دلبحقیقتی رسانی تو گر مجاز عاشق
تو که دست کردگاری گرهی زکار بگشانبود بجز تو در دهر چو کارساز عاشق