گنج

شمارهٔ ۶۲۶

قافیه: وش۱۰ بیت
بازآ صنما نرمک، بنشین به سرا خوش‌خوشگه بذله شیرین گو گه باده رنگین کش
نه فصل دیست آخر نه وقت میست آخرپس وقت کیست آخر مخموری و شو سرخوش
گر سرو چمن رفته تو سرو چمان بازآور رفته گل حمرا تو پرده زرخ برکش
چون غنچه چه دلتنگی خندیده چو گل ساغراز سردی دی غم نیست با مشعله آتش
صوفی چو بود صافی از می نکند پرهیززآتش نکند پرهیز البته زر بیغش
پرداخته بزم از غیر ظلمست نخوردن میبا چون تو بتی ساده یا چون تو نگاری کش
پاکیزه تو را دامن پاکست مرا دیدهبازآ که بنظم آریم با هم غزلی دلکش
در مدحت شیر حق آن پادشه مطلقکاوراست سمند چرخ در رزم کمین ابرش
در ناحیه امکان یک صید بجا نبودای سخت کمان زین تیر داری چو تو در ترکش
کی مینهدت حیدر کافتی بجحیم اندرهر چند سزا باشد آشفته تو را آتش