شمارهٔ ۵۹
وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: تمرا۷ بیت
سخت ببسته آسمان کار زشش جهت مراراه گریز بسته شد چون نقطه عاقبت مرا
هر طرفی که رو کنم کس نگشایدم دریعشق چو گشت خضر ره کرده یکجهت مرا
غیر نوای عشق تو نیست بعضو عضو منبند زبند اگر بری هر دم نی صفت مرا
خواند گدای خویشتن پیر مغان از کرمگو بفلک ملک زند نوبت سلطنت مرا
رند شراب خواره ام جهد بکن بچاره اممن چکنم که کرده ی زینسان تربیت مرا
عقل و خرد زیاد شد دین و دلم بباد شدعشق بیا بسلطنت خالیست مملکت مرا
آشفته بر در علی روی امید کرده امزانکه بس است آن در از دنیی و آخرت مرا