گنج

شمارهٔ ۵۶۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ر۱۰ بیت
زآن صافی صوفی زآن درد صفا پروریک جام بصوفی بخش یک نیمه بمن آور
زآن آتش سیاله زآن شعله جوالهبر سرد دل ما زن تا بار دهد آذر
من شاخک خشکیده تو آب بقا داریهمچون شجر طورم شاید که کنی مثمر
من قالب افسرده تو روح روان در کفعیسی زمان هست بر مرده دلان بگذر
عکس دگران ایدل این نقش مخالف بستتو آینه صافی در خویش دمی بنگر
تنگست ترا امکان رو عرصه دیگر جویشاید که بکام دل خاکی بکنم بر سر
طوف حرمت ایدل حاشا که ثمر بخشدتا شد بضمیر تو این نقش بتان مضمر
ای طایف بیت الله کعبه نبود باللهاین راه رو دیر است و این بتکده آذر
سودای سر زلفش پیداست زدود طولناچار برآرد دود عود است چو بر مجمر
آشفته مس قلبت از حب علی زر شدلابد اثری دارد کبریت چو شد احمر