گنج

شمارهٔ ۵۶۶

قافیه: یر۱۲ بیت
زینهار ای معاشران زنهارزآن دو آهوی مست شیر شکار
ساحر و ترک و مست و عربده جوستکافر و دل سیاه و نیزه گذار
خوانمش چشم یا که فتنه دهریا که رم کرده آهوان تتار
نرگس باغ یا که بادامیحیرتم سرخوشی تو یا بیمار
هوشیاری ندانمت یامستخفته خوانم تو را و یا بیدار
مردم عاقل از تو رو بگریزساغر باده ای و یا خمار
تیر در کیشت و کمان درچنگگاه خونریزی و گهی خونخوار
لیلیی گرد تو نشسته حشمیاغیی لشکرت بگرد حصار
هندو و جادوو و ستم پیشهشب رو و دزد و رهزن و عیار
تو سپهدار لشکر ترکیشخ کمانی و چابک و غدار
چکند با فسونت آشفتهداوری میبرد بر دادار
تا پناهش دهد بدار امانخاک درگاه حیدر کرار