گنج

شمارهٔ ۴۹۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: د۱۰ بیت
عاشق از جور بتان گرچه ملالی داردگو جمیل است جفا زآنکه جمالی دارد
تو زخورشید مجاور بنمائی دو هلالآسمان گرچه بهر ماه هلالی دارد
دید بر ماه رخت دل خط و زو آه بگفتحیف کاین کوکب مسعود وبالی دارد
دل و جان هر دو بسودای دهان و کمرتهر کس از دوست هوائی و خیالی دارد
رند میخانه هم از باده شوقت مست استصوفی صومعه گر وجدی و حالی دارد
آفتاب رخ آن ماه بعقرب همه روزخانه خورشید بعقرب چو نشانی دارد
هست در چشمه خورشید تو را آب حیاتخضر در ظلمت اگر آب زلالی دارد
خون منصور زند نقش انا الحق بزمیننیست آن عشق که از مرگ روانی دارد
جم عهد خود و کیخسرو زرین کله استهر که با دلبری آشفته وصالی دارد
ادب و حکمت و فضل و هنرت نیست کمالهر کرا حب علی هست کمالی دارد