گنج

شمارهٔ ۴۸۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ربندد۱۲ بیت
هر که با موی و میان تو میانی داردمیتوان گفت که از عشق نشانی دارد
آن که منظور نظر هست در این خوبان نیستشاهد ماست که این دارد و آنی دارد
بی نشان است مرا یار به تهمت گفتندکاین نشان هست که بهمان و فلانی دارد
بر در میکده بس خضر روانبخش بودگر بظلمات خضر آب روانی دارد
گلشن حسن بنازم که در او نیست خزانورنه هر باغ که بنی تو خزانی دارد
آرش از آن خم ابرو قدر اندازی یافتاین که گویند که او تیر و کمانی دارد
توسن بخت شدش رام و سمند گردوننفس را هر که زعشق تو عنانی دارد
حل نشد مسئله جزء حکیمان گرچهوهمم اندر دهن دوست گمانی دارد
لامکانست بفتوای خرد حضرت عشقحرف بیجاست که او جای و مکانی دارد
نی کلکم زشکرخند لبانت دم زدزآن شکر ریز و گهرخیز بیانی دارد
شاید آشفته نخوانند تو را اهل خردنظمت ار زلف پریشان چو نشانی دارد
دست فتنه بود از دامن امنش کوتاههر که از دست خدا خط امانی دارد