شمارهٔ ۴۷۳
زاهدان بیحد خلل در کار مستان میکنندمیکده بستند و منع میپرستان میکنند
گویی آگه نیستند از بینش پیر مغانکاین همه قلب و دغل در کار مستان میکنند
مطرب عشاق دستان ساز کن از تار عشقگو بهل در کار ما چندان که دستان میکنند
میکشد در روز روشن رند بازاری قدحزاهدان این کار را اندر شبستان میکنند
عرض روبه بازی زاهد بنایی میکنملاجرم شیران مکان اندر نیستان میکنند
پیش ازین طفلان مزن تو لاف از حکمت حکیمگر فلاطونی تو را طفل دبستان میکنند
چون خلیل آشفته داری صبر اگر اندر بلاآتش نمرود را بر تو گلستان میکنند
جست برق ذوالفقار از دست پیر میفروشزد به آنانی که عیب میپرستان میکنند