گنج

شمارهٔ ۴۶۲

قافیه: انکرد۱۲ بیت
یار با ما در انجمن باشدعیش خلوت نصیب من باشد
نفس سالک اگر بود سیاحگو سیاحت در انجمن باشد
گفت روح الله مجرد فاشیار بر دوش روح تن باشد
مرده و زنده هر دو در کسوتگرچه جامه است یا کفن باشد
حسن گلرا بوصف شد ممتازصوت بلبل از آن حسن باشد
شمع را گو مریز اشک مدامکار پروانه سوختن باشد
شمع خواهی تو بگذر از فانوسسد پروانه پیرهن باشد
جای سلمی و خیمه لیلیگاه در ربع و گه دمن باشد
نکند آرزوی جنت و حورهر که را میکده وطن باشد
تا که گل لاف زد به پیش رختغنچه را خنده در دهن باشد
از خود آشفته را مران ای گلگرچه او خار آن چمن باشد
هر که جز وصف عشق حیدر گفتبایدش خاک در دهن باشد