گنج

شمارهٔ ۴۶۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اید۱۱ بیت
مرغ نوآموز تنگ حوصله باشدزآن سبب از گل مدام درگله باشد
سلسله جنبان عشق گشت چو لیلیگفت بمجنون که میر سلسله باشد
چون تو پسر خواهد از خدای دوبارهمریم اگر بر مسیح حامله باشد
ابروی تو چیست پیش صورت زیباسورهء نور است و مدِّ بِسمِلَه باشد
چنگ بغلغل که شیخ شهر بخوابستپنبه چرا در دهان بلبله باشد
تا کِی ،  ای صرصرِ فراقِ عزیزان،کز تو بعالم مدام زلزله باشد
بدر فلک گرچه خود بحسن تمامیکی بمه من تو را مقابله باشد
شعله زنان آه من بکوی تو هر شبهیچ نپرسیدی این چه مشعله باشد
از سرو جان بگذر و برو بر جانانهستی تو در میانه فاصله باشد
عشق بیاموز ورند باش و قدح نوشخوشتر ازینت بگو چه مشغله باشد
شیوه آشفته مدح حیدر و آل استعاشق صادقبعشق یکدله باشد