گنج

شمارهٔ ۴۴۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رمیتابد۹ بیت
شوخ چشمان دلی چو بخراشندنمک از لعل لب بر او پاشند
رنج بردن بکوه حاجت نیستگو بعشاق سینه بخراشند
حاجیان روزها بشب آرندتا شبی بو که در حرم باشند
عارفان ار تو را شناخته اندچه غم ار در لباس او باشند
رنگ تزویر زاهدان دارندعاشقان می پرست و قلاشند
خواجه تاش تو آفتاب و مهندابر و باد آب پاش وفراشند
بت پرستان بنقش بت مفتونحق پرستان بیاد نقاشند
منکران ولای حیدر راگو بانکار خویشتن باشند
در دل آشفته راست نقش نگینبملامت چگونه بتراشند