گنج

شمارهٔ ۴۴۵

قافیه: انامد۷ بیت
بی تو ای قوت روان دل را قوت نبودبی غذا ماندن بیمار مروت نبود
شهسوارا زچه در کشتن من جهد کنیقتل درویش در آئین فتوت نبود
قوت عشق کند این همه دلها از جاورنه در یک خم مو این همه قوت نبود
یوسف من تو که امروز عزیزی در مصرغافلی از پدر این شرط نبوت نبود
منت از عشق برم کاو پدر ایجاد استبر من آدم را آن حق ابوت نبود
طلب از خاک در میکده اکسیر مرادکه جز آن خاک تو را مایه ثروت نبود
غیر پای علی آن محرم سر آشفتهقدمی پی سپر مهر نبوت نبود