گنج

شمارهٔ ۴۴۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ابمیافتد۱۱ بیت
زهر کناره بیغمای گل چه میکوشندزبلبلان چه عجب گر بباغ بخروشند
کسان که مهر تو در سینه کرده اند نهانبر آفتاب جهانتاب پرده میپوشند
مگر خدای نه ستار شد چرا زهادبهتک پرده صاحبدلان همی کوشند
زهندوان بر آتشکده مقیم مپرسدو زلف تست که ساکن بر آن بناگوشند
نه تکیه کرده بر ابرو دو چشم ترکانندکه اوفتاده بمحراب مست و مدهوشند
شرار حسن تو از طورعشق تا بر خاستجهان بر آتش سودا چو دیگ میجوشند
مده تو پند و منه بگذر ای ناصحعبث مکوش که عشاق پند مینوشند
به تست نسبت عشاق نسبت یعقوبنه مصریند که یوسف بهیچ بفروشند
گر آفتاب پرستند هندوان خوشباشکه هندوان تو با آفتاب هم دوشند
شوند ساکن میخانه منکران شرابزجام عشق چو آشفته گر دمی نوشند
بجز ولای علی در جهان نمی ورزندکسان که صاحب عقل و فراست و هوشند