گنج

شمارهٔ ۴۴۳

قافیه: وتنبود۱۳ بیت
حال دل گشته دگرگون یا رب این سودا چه بودرفت نائی از میان اندرنی این غوغا چه بود
نوح کشتی ساخت و بگذشت از طوفان دریغنوح را بشکست کشتی موج این دریا چه بود
در بیابان هر که گم شد رهنمای اوست خضرخضر گمشد اندر این وادی در این صحرا چه بود
مرد مجنون و هنوزش داغ لیلی در درونجان فنا شد عشق باقی ماند در لیلا چه بود
چنگ مطرب برشکست این نغمه در پرده که زدسوخت جام از آتش می اندر این صهبا چه بود
گر ندیده عکس ساقی خنده ساغر زچیستور ندیده مستی ما گریه مینا چه بود
منع ما زآن آفتاب چهره ای ناصح مکندر گذر ای مرغ شب طعن تو بر حربا چه بود
با خیال آن دهن تسنیم و کوثر هیچ نیستبا هوای قامت او سدره و طوبی چه بود
گفتمش یکشب بود کان چین زلف افتد بدستگفت بگذر زین هوس آشفته این سودا چه بود
در درون سینه جز نور علی هرگز نتافتغیر نور حق بگو در طور و در سینا چه بود
نفی و اثبات من و تو زاهد آورد این حدیثورنه بس بود لا اله از پیش لا الا چه بود
عرش فرش راه احمد بود و یارش در سرارفتن معراج او در لیلة الاسری چه بود
نه بحیدر عهد بستی شیخنا اندر غدیربا همه کفرت بگو آن رب آمنا چه بود