شمارهٔ ۴۳۸
آتشی میلی به بالا میکندیا که برقی رو به صحرا میکند
یا نشست آن آتشین چهره بزنیا بتم عزم تماشا میکند
نه به بستان سر دایم مایل استسرو تو کی میل با ما میکند
آنکه را با خار عشقت بستر استتکیه کی بر فرش دیبا میکند
شهر یغما گر به ترکان شد شهیرترک تو صد شهر یغما میکند
بایدش در انجمن چون شمع سوختهرکه سرّی آشکارا میکند
عشق بر عقلم به چستی چیره شدهرچه خواهد گو بهل تا میکند
ناتمامی از قبول قابل استورنه فاعل نقش زیبا میکند
زر شود مس از قبول کیمیاتا چه با ما مهر مولا میکند
گرچه آشفته است اهل جنت استهرکه بر حیدر تولا میکند
شیعیانت را تولا تام نیستگرنه ز اعدایت تبرا میکند