گنج

شمارهٔ ۴۳۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اربخندد۱۰ بیت
دل که چندی از علایق رسته بوددوش دیدم در کمندی بسته بود
مردم دیده که کرد افشای رازدیدمش چون دل بخون بنشسته بود
دل که زخمش روی بر بهبود داشتشکر کز تیر نگاهی خسته بود
زآه من افلاکیان اندر فغانمن گمان کردم که آه آهسته بود
حاجیان را کعبه چون میداد دستخار راه بادیه گل دسته بود
بر در آن خیمه چون میخم که زلفبر گلوی جان طنابی بسته بود
گفتمش مشکن دلم ای ترک مستگفت این دل در ازل بشکسته بود
گفتی آشفته چه شد او را بجویکو بزلفم عهد الفت بسته بود
دیدمش در دام ترکی رام دوشصید وحشی کز کمندت رسته بود
دیدمش فارغ رقید این و آنزآنکه با حب علی پیوسته بود