گنج

شمارهٔ ۴۳۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ینند۱۴ بیت
عشق تا حلقه سحر بر در دل‌ها می‌زدعقل از کشور دل خیمه به صحرا می‌زد
خرمن دین و دل از برق تجلی می‌سوختطعن‌ها بر شرر سینه سینا می‌زد
بود ترسابچه‌ای همره او کز نیرنگراه مردم به خم زلف چلیپا می‌زد
کافری عشوه‌گری کز نگه چشم سیاهراه مجنون به در خیمه لیلا می‌زد
عذر عذرا همه‌شب در بر وامِق می‌خواستگاه در ربع و دمن طعنه به سلما می‌زد
مار گیسو به بناگوش فکنده به فسونطعنه بر معجزه اژدر موسی می‌زد
چهره افروخته می‌سوخت بر او عود ز زلفبر دل مجلسیان آتش سودا می‌زد
زآتش لعل لبش سوخته یاقوت به کاننیش دندان به دل لؤلؤ لالا می‌زد
زد خط باطله بر آب بقا خضر خطشروح‌وَش دم دهنش بر دم عیسی می‌زد
کرده از نغمه خوش نسخ نوای داودشرر اندر جگر بلبل شیدا می‌زد
هر زمان خواست که تا تیره کند روز جهاندست در حلقه آن زلف شب‌آسا می‌زد
گاه آشفته صفت مست شده در مستیپشت پا بر حرم و دیر و کلیسا می‌زد
گاه می‌شد زلب لعل چو من شکر ریزدم ز مدح علی عالی اعلا می‌زد
نام نامی تو آموخت به او ایزد پاکآدم آنجا که دم از علم الاسما می‌زد