گنج

شمارهٔ ۴۲۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکرد۱۲ بیت
ساقیا باده که ایام طرب می‌آیدشوق در دل ز پی لهو و لعب می‌آید
زاده زهد و ریا نیست به جز ماتم غمنازم آن آب کزو بوی طرب می‌آید
نوجوانان به کرشمه دل پیران ببرندعشق و پیری ز منت از چه عجب می‌آید
سبب مستی ما پرتو ساقیست به جامتا نگویی اثر از آب عنب می‌آید
دختر رز ادب آموخت ز چوب اندر خمزآن پی تربیت اهل ادب می‌آید
پرده بگرفت که تا پرده صوفی بدردسالک از رایحه او به طلب می‌آید
تا بتابد به شبستان حریفان چون خورلاجرم در بر رندان همه‌شب می‌آید
دوره عمر کند تازه به مستان ارچهجام را جان به همه دور به لب می‌آید
هرچه راهست به عالم نسب و نام ولیکبه جز از عشق که بی‌نام و نسب می‌آید
گر مسبب به جهانست خداوند حکیمعشق در عالم اسباب سبب می‌آید
عشق سرمد چه بود مطلع انوار ازلکه گهی مظهر اسما و لقب می‌آید
گاه سیف الله مسلول و گهی باب اللهگاه آشفته علی میر عرب می‌آید