شمارهٔ ۴۰۶
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انکند۷ بیت
فتنه در نرگس فتان تو مفتون گردیدنافه چین بخم زلف تو مرهون گردید
بعد از این سینه خلقت بود آماج خدنگهر کجا بود دلی از ستمت خون گردید
لعل و یاقوت و نمک شکر و شیر و مرجانبهم آویخته شد لعل تو معجون گردید
عاقلی جانب لیلی بملامت میرفتنارسیده بدر خیمه که مجنون گردید
حسن مه کاهد چون بگذرد از چار دهشچارده از تو شد و حسن تو افزون گردید
یک دو قطره زسرشگم بزمین جاری شدآن یکی شط فرات آن یک جیحون گردید
زاهدار کرد بدل وصل تو با حور بهشتدر قیامت شودش فاش که مغبون گردید