شمارهٔ ۳۸۴
تنها نه ترک بچه من تندخو بوداین خوی تند لازم روی نکو بود
بلبل زدرد تست گل آگه فغان مکنآن به که کار عاشق بی گفتگو بود
با رنج باد بیزن وجور شکرفروشسازد مگس گرش بشکر آرزو بود
خاک کدام باده کش پاک طینت استکاندر سرای باده فروشان سبو بود
زین ره گذشت محمل لیلی چو برق دوشمجنون عبث ببادیه در جستجو بود
گفتم تو سیم تن زچه سنگین دلی بگفتسنگین دل است هر کس آئینه رو بود
از زلف خویش حالت آشفته بازپرسکاو باخبر زحال دلم مو بمو بود
گفتم مگر بزخم درون مرهمی نهمپیکانت آن نکرده جای رفو بود
ای سرو با قدش چه زنی لاف همسریکاو در خرام و پای تو در گل فرو بود