گنج

شمارهٔ ۳۷۶

قافیه: ربرکند۷ بیت
اگر آن ترک سیه‌چشم به شیراز آیدبختِ برگشتهٔ عُشّاق ز در باز آید
هر که منصورصفت جا به سر دار گزیددر میان صف عشاق سرافراز آید
هر کجا ماه‌رخی چهره فروزد چون شمعدل سراسیمه چو پروانه به پرواز آید
در جنون نیک سرانجام بود چون مجنونهر که در مکتب عشق تو زآغاز آید
نشنوی وصف گل الا به چمن از بلبلگرچه هر مرغ در این فصل نواساز آید
به هوای گل رویت همه شب مرغ دلمهمره مرغ سحرگاه به آواز آید
خون بسی خورد دل و کرد نهان قصه عشقمی‌ندانست که چشم تر غماز آید