گنج

شمارهٔ ۳۷۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اکنباشد۹ بیت
شکر از لعل تو گفتم که نشانی داردکی چو آن لعل شکربار بیانی دارد
وعده وصل بفردا دهدم پنداریباز بر هستیم آنشوخ گمانی دارد
هوس جنت فردوس ندارد فرداهر که در میکده امروز مکانی دارد
نه عجب سوختن خرمنش از آتش شوقهر که همخانه بخود برق یمانی دارد
هدف تیر نظر کاش کند مرغ دلمترک مست تو که در دست کمانی دارد
جز زسرو قد تو از همه قید آزاد استهر که قمری صفت از عشق نشانی دارد
سرو پیش قد تو جلوه تواند حاشایا که پیش لب تو غنچه دهانی دارد
کرده طی در قدم اول جولانگه عمرتوسن عشق چه بگسسته عنانی دارد
همه شب در غم هجران جمالت چون شمعسوزد آشفته و پرشعله زبانی دارد