شمارهٔ ۳۲۶
یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشدگر بکف جام سفالین بودش جم باشد
آدم آنست که بر سیرت و خلق بشر استآدمیت نه همین صورت آدم باشد
دوری از نوع بنی آدم از آن میجویمکه ندیدم یک ازین طایفه محرم باشد
دیو نفس ار بکشد آدم و شهوت بنهدمیتوان گفت کز ارواح مکرم باشد
مختلط بودن با خلق و ملوث نشدندر جهان بر نبی و آل مسلم باشد
نبود سیرت و اخلاق سلیمان اورااهرمن را بکف ار چند که خاتم باشد
دمی از عشق مکن غفلت و غافل منشینکه همه عیش جهان بسته باین دم باشد
طالب لیلیم آشفته چو مجنون در دشتوحشی آسا زبنی آدمم ازرم باشد
لیلی ما که بود شیر خدا مظهر حقکه طفیلی درش آدم و عالم باشد