گنج

شمارهٔ ۳۱۹

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: اید۹ بیت
وه که دوشم بچمن یاری و دمسازی بودگلی و بلبلی و حسنی و آوازی بود
گرد بی برگ و نوائی زدرون میرفتمکه بقانون بنوا مطربی و سازی بود
همگی اهل وطن انجمن آرا بچمندر غریبی بمیان قصه شیرازی بود
تلخ بود ارچه مرا کام زصبر اندر هجرسخن از شکری و مصری و اهوازی بود
مرغ دل بود بجان در قفس تن تنهاخرم از زمزمه مرغ هم آوازی بود
نازنین سرو من ار رفت بباغ دگرانیادگاری زقدمش سروک طنازی بود
بلبلی شکوه زگل داشت من از گلروئیدر غم عشق مرا همدم و همرازی بود
گر شد آن روح مجرد زنظر آشفتهاز مسیحای بهاری دم و اعجازی بود
همت شاه غریبان کندت نیک انجامزآنکه در بندگیت سبقت و آغازی بود