گنج

شمارهٔ ۲۴۹

قافیه: اناست۱۱ بیت
سود ره عشق چیست جمله زیان استسود من است ار زیان اهل جهان است
عاشق صادق زیان و سود نداندعاقل کامل بفکر سود و زیان است
زردی رخساره با طبیب بگفتمگفت می سرخ دافع یرقان است
گفته جانانه ات مفرح یاقوتصحبت بیگانه مورث خفقان است
سر زکمندت جوان و پیر نپیچندزلف دراز تو دام پیر و جوان است
غمزه مست تو خصم مردم هشیارفتنه چشمت بلای دور زمان است
عشق بجز کشور یقین نکند جاحالت سودا قرین ظن و گمان است
ظن حسن سر زند زحسن شریرتدر حق اهل قیاس ظن من آن است
حالت آشفته دوش دید حکیمیگفت پریشانیش بزلف بتان است
گو نکشد ابروی تو تیغ بمردمکز خط سبزت بدست خط امان است
خط نه که طغرای مدح حیدر صفدرکز رخ خوبان روزگار عیان است