شمارهٔ ۱۹۰
بوفایت یکی از خیل نکورویان نیستچون گل روی تو در گلشن گلرویان نیست
جویمت باز و گمانم که نه آدم باشدهر که گم کرده ما را بجهان جویان نیست
نه ره کعبه عشقت من تنها پویمنیست یکتن زنکویان که ترا جویان نیست
منکه چون شیر و شکر در تو در آمیخته امدر مذاقم اثر از تلخی بدگویان نیست
نبود عیب نکوئی تو بدخوئی تونیست یکتن که در این راه بسر پویان نیست
آنکه دل برد پریوار و زمردم بگریختنبود مردم و از جنس پریرویان نیست
مظهر نور علی بود خود آشفته مگرورنه آتش به جهان قبله هندویان نیست