گنج

شمارهٔ ۱۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انشرا۹ بیت
کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش رامرا سینه هدف گردیده تیر امتحانش را
بود در کاروان مصر گر پیراهن یوسفسزد جا دیده یعقوب گرد کاروانش را
ننوشم آب از کوثر نجویم چشمه حیوانبه کام دل ببوسم گر شبی شیرین‌دهانش را
اگر نه کوی سیمین سرین آویزه‌اش بودیز موی فرق کی فرقی بدی موی میانش را
کهن نخلم شود برنابرم از خاربن خرمااگر پیرانه‌سر خدمت کنم نخل جوانش را
بپیش قاضی و مفتی به خون خود دهم فتویکه نتواند بگیرد در قیامت کس عنانش را
به جای ناله و زاری کند از سرو بیزاریاگر قمری ببیند در چمن سرو چمانش را
بد عهد و پیمان را نشاید وصل جانان راکند هرکس دریغ اندر طریق عشق جانش را
دل آشفته بیرون کن ز چین و زلف و خوش بنشینبگو این نکته در گوش آن حریف نکته‌دانش را