گنج

شمارهٔ ۱۶۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابنیست۱۲ بیت
ما را بجز شراب محبت شراب نیستجز صدق در طریقت عاشق ثواب نیست
ساقی بدور من چه رسد بوسه ده نه میما را خمار هجر بود از شراب نیست
گر محتسب ببزم در آید مرا چه غممستان عشق را خبر از احتساب نیست
من بی سؤال در صف محشر روم بخلدحب تو هست جای سؤال و جواب نیست
یک شهسوار در صف میدان حسن نیستکز حلقه های چشم من او را رکاب نیست
ای عشق تا بنام تو شد دور سلطنتملک دلی نماند که از تو خراب نیست
حاجب میان عاشق و معشوق جان بوداین پرده های نه توی گردون حجاب نیست
پروانه زنده باز نگردد زطوف شمعاین کار در ولایت عشاق باب نیست
لب تشنگان بادیه عشق را بگوکشتی نهید بحر بود این سراب نیست
عاشق اگر دو دیده بهم مینهد شبیخلوت کند که روی تو بیند بخواب نیست
گردن بطوق بندگی مرتضی بنهجز او بهر دو کون چو مالک رقاب نیست
آشفته خاک راه تو خواهد نه سلسبیلمستسقی وصال تو را شوق آب نیست