گنج

شمارهٔ ۱۵۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ویت۱۴ بیت
بت پرستنده بت رویتکفر زنار بند گیسویت
جامه کعبه حلقه مویتقبله خانه طاق ابرویت
چه تفاوت مرا زدیر و حرمزین دو من روی کرده بر رویت
ای بلا خانه زاد بالایتفتنه مفتون چشم جادویت
زورمندان اسیر بیمارتشیر مردان شکار آهویت
قند و شکر زلعل شیرینتمشک و عنبر زخاک مشکویت
با همه ناز سرو آزادهبنده شد پیش قد دلجویت
گل که در رنگ و بو بود ممتازعاریت کرده رنگ و هم بویت
چاه بیژن نگون زغبغب توخام رستم کمند گیسویت
خیل روئین تنان بعرصه رزمدر حذر از کمان ابرویت
با چنین لطف پنجه و ساعدکوه لرزد زدست و بازویت
در بشر نیست این کمال و جمالمگر از حیدر است نیرویت
تن لطیف و سخن شکر چکنمدل سنگین و تندی خویت
دل آشفته بین که از زلفتکرده آشفته حلقه مویت