شمارهٔ ۱۵۵
وه که جز جور و جفا رسم نکورویان نیستبیوفا هست گل باغ و چه گل رویان نیست
کیمیائیست وفا گرچه در این دور زمانکیست کز جان و دل اکسیر مرا جویان نیست
بس سکندر زپی چشمه حیوان جا دادنتوان گفت که کس در طلبش پویان نیست
هر کرا بار بود در حرم خلوت یارغمش از سرزنش گفته بدگویان نیست
گر کسی یار نکو روی در آغوش کشیدفارغ از شنعت پی در پی بدجویان نیست
عاقلش آدمی آشفته نخواند هرگزهر که دیوانه زنجیر پریرویان نیست
در بر اهل ادب صاحب دیوان نبودهر کرا نام علی زیب ده دیوان نیست