گنج

شمارهٔ ۱۳۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: لاست۱۲ بیت
خلقت هر چیز از آب و گل استعشق را منشاء تقاضای دل است
نار نمرود است گلزار خلیلموج طوفان بهر سالک ساحل است
هر کرا جز عشق باشد قبله گاهدر طریقت آن عبادت باطل است
کشتگان دیگران را خونبهاستچشم ما فردا بدست قاتل است
بیخبر از سوختن پروانه نیستشمع را مسکین بجان مستعجل است
برق ما را خانه زاد خرمن استتا نگوئی کشت ما بیحاصل است
از چه از زلفت دلم دیوانه شدگر زهر زنجیر مجنون عاقل است
هر که داغ عشق دارد برجبینگرچه آشفته است بختش مقبل است
جان و ایمان را نباشد منزلتهر که را در کوی جانان منزل است
نیست غافل مست جام عشق بازهر که زین باده ننوشند غافل است
مانده ام من زنده در هجران دوستجسم بیجان زیستن بس مشگل است
چیست دانی عشق سرکش مرتضیکاو قضا و هم قدر را عامل است