شمارهٔ ۱۲۳۹
طالع سعدی و کوکب کندم مسعودیاز ایازم برسد عاقبت محمودی
یوسف گل بسر تخت سلیمان آمداز عنادل بشنو زمزمه داودی
خال تو طرفه خلیلی است بگلزار بهشتآتشین روی تو چندانکه کند نمرودی
عود بر مجمر بی دود نباشد نه خط استزلف بر مجمر عارض نکند گو عودی
ذقنت به بود از سیب بهشتی الحقزآنکه هر میوه نشاید که کند امرودی
بندی دام تو و میل رهائی حاشازخمی تیر تو را نیست سر بهبودی
تافت از پرتو رخسار تو سر نه آدمبهر ابلیس همان شد سبب مردودی
پرتو تو سوی بتخانه کشد برهمنانورنه بالله که جمادی نکند معبودی
نقش نه گنبد دوار نماند برجاآتشین آه من ار دوش نکردی دودی
شاید ار کشتی آشفته برد بر ساحلآنکه خاکی زدرش آمده کوه جودی
حل مشکل بکف اوست که او دست خداستچه کنی تنگدلی از پی دیر و زودی