گنج

شمارهٔ ۱۲۰۸

قافیه: ری۸ بیت
به وصل تو نرسد کس به هیچ تقریبیبه وهم نیز نگنجیده‌ای به ترکیبی
دریغ و درد که کردی تغافل اندر بزمرقیب کرد به قتلم اگرچه تقریبی
مرا از ناصیه پیداست صدق خدمت عشقاگر که مدعیانم کنند تکذیبی
مزن تو لاف ادب ای حکیم یونانیادیب عشق نکرده تو را چو تأدیبی
ز حسن خلق و ز تهذیب نفس دم چه زنیاگر ریاضت عشق نکرده تهذیبی
برو به باغ ولای علی تو آشفتهکه بر درش نبرد راه هیچ آسیبی
به تیه ظلمت نفس اوفتاده بودم دوشمرا به کوی تو می‌کرد خضر ترغیبی
چه رتبه‌ات بود ای عشق و منزلت به کجاستنه در فراز مکان داری و نه در شیبی