گنج

شمارهٔ ۱۱۹۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهنداری۱۲ بیت
متحیریم یا رب بکجاست خضر راهیکه چو کور در شب تار فتاده ایم بچاهی
چه کمست باغبانا زتو و زبوستانتکه بپای گلبن تو خورد آب هم گیاهی
همه خلق در گمانند زنقطه دهانتسخنی بگو خدا را پی رفع اشتباهی
همه عمر بر جمالت نگران و منتظر مننظری بحالتم کن بنوازم از نگاهی
مژه ات چو جنبشی کرد دل من طپید و گفتابخرابی حصاری شده متفق سپاهی
به که داوری توان برد و جز از دعا چه گویدبگدای ره نشینی چو ستم رسد زشاهی
همه کشتگان چو بینند جمال تو بمحشرنزند زخون بها دم بحساب دادخواهی
نشنیدم آفتابی بجز از تو سرو گلرویکه برآرد از گریبان بشبان تیره ماهی
برسان بمستحقان تو زکوة حسن رویتکه مباد خرمنت را شرری رسد زآهی
زچه رانیم خدا را تو زمیکده که خامیکه جز این سرا مرا نیست دگر گریزگاهی
بجز از نجف تو آشفته مبر پناه هرگزکه بهر دو کون نبود بجز از علی پناهی
بر کوه رحمت اوست چو کاه جرمت ایدلبعبث کسی نسنجد بر کوه برگ کاهی